الفيض الكاشاني

140

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

نيّت به هيچ وجه سودمند نيست ؛ زيرا هرگاه كسى دست بر سر يتيمى كشد و در آن حال دلش غافل يا بر اين گمان باشد كه دست بر جامه‌اى مىكشد هرگز اثرى از اعضا در تحكيم رقّت به دل نمىرسد . به همين گونه كسى كه در حال غفلت سجده كند و دلش نگران اغراض دنيوى باشد هرگز پيشانى نهادن بر زمين تأثيرى در دل او نمىكند تا فروتنى او رسوخ يابد و وجود اين سجده مانند عدم آن است و هر چه وجودش با عدمش برابر باشد در مقايسه با هدفى كه از آن مطلوب است باطل گفته مىشود . از اين رو گفته‌اند : عبادت بدون نيّت باطل است ، و اين امر بدان معناست كه هرگاه عمل را از روى غفلت به جا آورد چنانچه قصدش ريا يا تعظيم شخص ديگرى باشد نه تنها وجود آن عمل مانند عدمش نيست بلكه شرّى بر آن افزوده شده است چه نه تنها صفت مطلوب را تحكيم نبخشيده بلكه صفتى را استحكام داده كه صفت مطلوب را ريشه كن مىكند ، و آن صفت ريا مىباشد كه عبارت از ميل به دنياست . و همين امر دليل برترى نيّت بر عمل است ، و از اين جا قول پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دانسته مىشود كه فرموده است : « هر كس قصد حسنه‌اى ( كار نيكى ) كند و آن را به جا نياورد حسنه‌اى برايش نوشته مىشود » ؛ زيرا قصد كردن دل همان ميل به سوى خير و نيكى و انصراف او از خواهش نفس و دوستى دنياست و اين هدف همهء حسنات است و اتمام اين قصد از طريق عمل بر رسوخ و استحكام آن مىافزايد . همچنين منظور از ريختن خون قربانى خون و گوشت آن نيست بلكه مقصود انصراف دل از دوستى دنيا و بذل قربانى در راه رضاى خداست ، و اين غرض با قطعيّت قصد و نيّت حاصل مىشود هر چند براى اجراى عمل مانعى به وجود آيد . هرگز گوشت و خون قربانى به خدا نمىرسد بلكه آنچه به او مىرسد تقواست ، و تقوا جايگاهش در دل است ؛ از اين رو چنان كه ذكر كرديم پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « قومى در مدينه‌اند و در جهاد با ما مشاركت دارند » ؛ زيرا دلهاى آنان در صدق طلب خير ، و بذل مال ، و جان در راه خدا و آرزوى شهادت و اعلاى كلمه حقّ مانند دلهاى كسانى بود كه براى جهاد بيرون آمده بودند و تنها از لحاظ تن با آنها تفاوت داشته و اين هم به سبب موانعى بود كه به اسبابى كه خارج از محيط دل بود مربوط مىشد و اينها موانعى نامطلوبند مگر آن كه صفات مذكور را تحكيم كنند . با آنچه ذكر شد معانى همهء احاديثى كه در فضيلت نيّت نقل كرديم دانسته مىشود لذا بايد گفته‌هاى ما را بر اين احاديث عرضه كنى تا اسرار آنها بر تو مكشوف شود و ما به اعادهء نقل آنها نمىپردازيم .